سيد محمد قلي كنتوري لكهنوي

402

تشييد المطاعن لكشف الضغائن ( فارسي )

وتخويف وتهديد بضعه رسول ( صلى الله عليه وآله وسلم ) به احراق بيت مباركش بر آن جناب وجناب أمير ( عليه السلام ) وحسنين ( عليهما السلام ) چه كم است كه احتياج اثبات وقوع احراق باشد ؟ ! ومع هذا ‹ 475 › از كلمات مخاطب به نهايت ظهور واضح است كه به زعم باطل أو احراق بيت حضرت فاطمه ( عليها السلام ) به جهت حفظ انتظام خلافت أبو بكر از فساد وبرهمى ( 1 ) جايز بود ، پس اگر امر جايز واقع شده باشد ، چه جاى استحاله است ؟ ! بلكه از كلام مخاطب اين هم ظاهر است كه كساني كه اراده افساد خلافت أبى بكر كرده بودند ، مستحق قتل بودند ، وظاهر است كه از جمله ايشان جناب أمير ( عليه السلام ) بود ، وهرگاه - العياذ بالله - قتل جناب أمير ( عليه السلام ) واحراق خانه أهل بيت ( عليهم السلام ) بر اين حضرات جايز باشد در اين صورت اگر عمر به پهلوى حضرت فاطمه ( عليها السلام ) به شمشير خود صدمه رساند ، چرا جايز نباشد ؟ ! ومخاطب در مكائد خويش ادعا كرده بود كه در باب مطاعن مناقضت قصه احراق بيت أهل بيت ( عليهم السلام ) با روايات شيعه خواهد كرد ( 2 ) ، وليكن چون امر خارج از حيطه امكانش بوده ، تصديق وعده خود نتوانسته ، ليكن عجب است كه چرا به محو آن وعده مكذوب از مقام سابق نپرداخته .

--> 1 . برهمى معامله : بند شدن كار وبي رونقى آن . رجوع شود به لغت نامه دهخدا . 2 . تحفه اثناعشريه : 41 - 42 ، كيد بيست پنجم .